X
تبلیغات
Online Psychologist

قالب پرشین بلاگ


Online Psychologist
این وبلاگ برای راهنمایی شما عزیزان در امور مسائل زندگی ومشکلات راه اندازی شده است.

آیا احساس می کنید طرف مقابلتان به صحبت های شما گوش می دهد، آنرا درک می کند و شما را همانگونه که هستید می پذیرد؟ آیا رازهایتان را بدون ترس از داوری برای شریک زندگیتان مطرح می کنید؟ آیا دوست دارید با تمام وجود حرفهای او را بشنوید و با او احساس همدردی می کنید یا می خواهید مدام او را زیر سوال ببرید و در مقابل او جبهه بگیرید؟

 

با یکدیگر مهربان بودن

آیا نسبت به یکدیگر مهربان هستید و یا سعی می کنید یکدیگر را کنترل کنید و راه خودتان را بروید؟ آیا با مهربانی کردن نسبت به همسرتان احساس خوشحالی و رضایت می کنید؟ یکی از نشانه های ضروری یک رابطه ی سالم محبت کردن به یکدیگر است نه اینکه با تحکم طرف مقابلتان را کنترل کنید.

به یکدیگر عشق ورزیدن

آیا وجودتان سرشار از گرمای عشق است و آنرا بی اختیار نثار یکدیگر می کنید؟ آیا همواره زیبایی ها و خوبی های طرف مقابلتان را می بینید و یا تنها بر روی اشتباهات و نقاط ضعف او متمرکز هستید؟ آیا احساسات درونی او را درک می کنید؟ آیا از عشق ورزیدن به یکدیگر لذت می برید؟ گرما و عشق داشتن نسبت به یکدیگر یکی از نشانه های رابطه ی سالم با شریک زندگانی تان است.

با یکدیگر شوخی کردن

آیا دوست دارید با یکدیگر بازی و شوخی کنید؟ از شوخی و بامزگی های طرف مقابلتان لذت می برید؟ سعی می کنید در بحرانها و مشکلات او را شاد کنید و بخندانید؟ آیا مانند بچه ها با یکدیگر راحت و بی غل و غش برخورد می کنید و مدام در حال شوخی کردن با هم هستید؟ یکی از بزرگترین ارکان رابطه ی سالم همین خنده و شوخی است.

از کنار هم بودن لذت بردن

آیا اگر بخواهید با کسی وقت بگذارید ترجیح می دهید با همسرتان باشد یا با شخص دیگری؟ آیا برای اینکه در کنار همسرتان باشید لحظه شماری می کنید؟ آیا هر دوی شما دوست و یا سرگرمی خاصی دارید که از انجام آن لذت ببرید؟ در مواقعی که در کنار یکدیگر نیستید چه احساسی دارید؟ اغلب زوجها اوقات زیادی را باهم سپری می کنند زیرا با تمام وجود از اینکه در کنار هم هستند لذت می برند و احساس آرامش می کنند در صورتی که دیگر زوجها از ترس تنهایی و بی کسی با همسرشان می مانند و یا به عبارتی دیگر از روی ناچاری باهم زندگی می کنند. یکی از نشانه های رابطه ی موفق این است که طرفین به یکدیگر وابسته نباشند و برای خود دوست و سرگرمی های مخصوص بخود داشته باشند. بنابراین اگر خواهان یک رابطه ی موفق هستید به همسرتان وابسته نباشید بویژه از لحاظ عاطفی.

بطور مسالمت آمیز اختلافات را حل کردن

همه ی زوجها با یکدیگر اختلاف دارند موضوع اصلی، اختلاف نظر نیست، آنچه اهمیت دارد چگونگی کنار آمدن با این اختلافات است. آیا شما برای حل اختلافاتتان روش خاصی دارید یا اینکه برای جلوگیری از بحث و جدل مجبور به کنار گذاشتن مسائل و مشکلاتتان هستید؟ آیا در صورت بروز اختلاف نظر با یکدیگر دعوا و مجادله کرده و قهر می کنید؟

کنترل خشم و عصبانیت

آیا هنگامیکه یکی از شما دچار خشم و عصبانیت می شوید موضوع را کش می دهید، غر می زنید و همسرتان را تنبیه می کنید یا اینکه سعی می کنید موضوع را فراموش کنید؟ در یک رابطه سالم زن و شوهر بعد از بروز اختلاف و مشکل خیلی سریع موضوع را تمام می کنند و از آن می گذرند و به عشق و صمیمیت قبلی خود باز می گردند.

به عشق یکدیگر پایبند بودن

آیا فکر می کنید در دشوارترین شرایط باز هم عاشق یکدیگر هستید؟ آیا می توانید در صورت اشتباه و خطای طرف مقابل باز هم عاشق او باشید؟ آیا می دانید عشق درمورد خود شخص است نه درمورد کارهایی که او انجام می دهد؟ برای داشتن یک رابطه ی سالم باید به این سطح از عاشقی رسید.

گوش دادن، درک کردن و پذیرفتن طرف مقابل

آیا احساس می کنید طرف مقابلتان به صحبت های شما گوش می دهد، آنرا درک می کند و شما را همانگونه که هستید می پذیرد؟ آیا رازهایتان را بدون ترس از داوری برای شریک زندگیتان مطرح می کنید؟ آیا دوست دارید با تمام وجود حرفهای او را بشنوید و با او احساس همدردی می کنید یا می خواهید مدام او را زیر سوال ببرید و در مقابل او جبهه بگیرید؟

احساس آزادی کردن

آیا از اینکه خودتان باشید نمی ترسید و احساس آزادی می کنید؟ آیا با کمال آرامش می توانید دنبال کارهای مورد علاقتان بروید؟ آیا شریک زندگیتان از شادی شما خوشحال می شود؟ همانطور که می دانید بعضی از افراد بطور ناخودآگاه دارای شخصیتی سالم، مهربان، متعهد، عاشق، مسئول و شوخ طبع هستندولی بعضی دیگر به دلیل شرایط زندگی، فاقد چنین شخصیتی هستند و به مرور زمان باید روی خود کار کنند تا نقاط ضعف شخصیتشان را ترمیم کنند. رابطه ی خوب و موفق رابطه ای است که طرفین، خود را دوست داشته باشند و همانطور که هستند خود را بپذیرند در عین حال عاشق همسرشان باشند و هیچ چیزی نتواند رابطه ی بین آنها را خدشه دار کند.

منبع http://www.ravanasa.com/

[ 91/09/13 ] [ 13:38 ] [ زینب مرتضوی زاده ]

بسیاری از ما این واقعیت را با همه وجود تجربه کرده ایم که پیدا کردن کار مناسب, به هیچ وجه راحت نیست و زمان می برد!

بعضی ها ممکن است بر اثر بیکاری, غمگین و مضطرب شده باشند و احساس بی حوصلگی و بی فایده بودن بکنند. افسردگی ناشی از بیکاری, نامی است که کارشناسان برای توصیف حال چنین فردی به کار می برند.

اولین اختلال یا علامتی که به واسطه بیکار شدن یک فرد در وی رخ می‌دهد افسردگی است. زیرا فرد نسبت به آینده احساس خوبی نداشته و حس عدم امنیت دارد. به‌خصوص اگر این فرد بیکار، همسر و فرزندانی هم داشته باشد. این امر سبب ایجاد خودخوری، احساس غم و اندوه و در بعضی افراد سبب ایجاد عصبانیت و پرخاشگری می‌شود. از علایم دیگری که افراد بیکار دارند می‌توان به اضطراب اشاره کرد. اضطراب در این افراد به دلیل احساس امنیت نداشتن نسبت به آینده است و دایم نگران این هستند که زندگی‌شان دستخوش چه تغییراتی می‌شود و چه کار خواهند کرد. حتی وقتی فرد بیکار نتواند از پس مشکل‌های زندگی و نیازهای خانواده‌اش برآید ممکن است راه از بین بردن خودش را در پیش بگیرد و اقدام به خودکشی کند. افسردگی و اضطراب می‌تواند در فرد مشکل‌های جسمی زیادی ایجاد کند. این علایم معمولا عبارت‌اند از بی‌خوابی و افکار نگران‌کننده. زیرا کسی که نمی‌تواند بخوابد دایم در حال فکر کردن به مسایل ناراحت‌کننده در مورد بیکاری‌اش است‌ و به این فکر می‌کند که چرا برایش کار نیست، آینده‌اش چه می‌شود و...



ادامه مطلب
[ 91/08/14 ] [ 14:15 ] [ زینب مرتضوی زاده ]

آیا اعتیاد یک بیماری است ؟

  متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ،  اعتیاد به مواد مخدر  را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود.  چه افرادی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند؟  مطالعات مشخص نموده اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر وابستگی جسمی و روانی پیدا می کنند از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و غالباً در نزدیکانشان اعتیاد به مواد مخدر شایع است.

البته این مطلب دلیل آن نیست که هر شخصی که در بین نزدیکانش اعتیاد به مواد مخدر وجود ندارد ، از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری اعتیاد نیست ؛ زیرا اولاً ممکن است نزدیکان شخص از نظر ژنتیک مستعد این مشکل باشند ولی تاکنون این استعداد به ظهور نرسیده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند ؛ ثانیاً اعتیاد به مواد مخدر فقط در زمینه ژنتیکی نیست و تیپ شخصیتی افراد نیز نقش تعیین کننده دارد.  افرادی که شخصیت های خودشیفته ، پرخاشگر و ضد اجتماعی دارند ، مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند ؛ زیرا مصرف مواد مخدر نیازهای روانی ایشان را کاملاً برطرف می کند. از سوی دیگر افرادی با شخصیت های افسرده و اصطلاحاً افراد با شخصیت های زود رنج و احساساتی نیز کاملاً مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. زیرا در این افراد نیز مصرف مواد مخدر نیازهای درونی و روانی را برطرف می کند.  به طور خلاصه می توان گفت هر شخصی می تواند مستعد اعتیاد به مواد مخدر باشد . فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشی می کند به گونه ای که احساس می کند نیازهای روانی یا ژنتیکی او را برطرف نموده است .

بدین ترتیب از نظر روانی معتاد به مواد مخدر می شود و به مرور با استفاده های مکرر از مواد به آنها وابسته می شود . در این مرحله این شخص ، بیماری است که به مواد مخدر معتاد شده است.  اعتیاد به مواد مخدرچیست ؟  اعتیاد به مواد مخدر دارای دو جنبه جسمی و روانی می باشد.  منظور ازاعتیاد جسمی آن است که علایمی چون : درد عضلانی ، پرش عضلات ، آب ریزش بینی  ، عطسه ، اسهال و استفراغ ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بیمار بروز می کند که این علائم با گذشت زمان( 7-21 روز ، بسته به نوع ماده مخدر مصرفی) برطرف می شود. در پایان این دوره است که بیمار سم زدایی شده و ترک بدنی انجام داده است .  اعتیاد روانی همان تمایل بیمار به استفاده از مواد مخدر می باشد که در دوره سم زدایی و تا مدت طولانی بعد از ترک ، شاید سال ها طول بکشد. بیمار وسوسه استفاده از مواد مخدر را دارد، زیرا متأسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتی نظیر فشارهای روانی ، افسردگی ، اضطراب  ، مشکلات جنسی و ... را با استفاده از مواد مخدر داشته است. بنابراین فردی که اعتیاد را ترک  کرده است در برخورد با هر یک از این مشکلات ممکن است که مجدداً به مواد مخدر روی آورد.  آیا اعتیاد به مواد مخدر قابل درمان است؟  بیماری اعتیاد به مواد مخدر، تقریباً یک بیماری مهلک است که به درمان طولانی نیاز دارد و درمان آن با سم زدایی شروع شده و با ادامه درمان و ایجاد محیطی امن و عاری از فشارهای روانی ، قدم های بعدی درمان برداشته می شود. این اعتقاد که اعتیاد درمان ندارد کاملاً بی اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتیاد طولانی مدت و سخت باشد؛ اما امید به درمان و بهبودی ، بسیار بالاست.  آیا برای درمان اعتیاد  روش های گوناگونی وجود دارد؟  از زمانی که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پدیده اعتیاد گردید، درمان های گوناگونی نیز برای برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نیز این روش های درمان پیشرفته تر و کامل تر می شود. از درمان و ترک کردن در اردوهای معتادان گمنام و درمان با داروی متادون گرفته تا جدیدترین شیوه درمانی که U.R.O.D ( سم زدایی فوق سریع ) است.  بیماران ، ترک جسمی را شروع می کنند و همانطور که قبلاً اشاره شد مرحله دوم درمان و یا به عبارتی مرحله تکمیلی آن آغاز می شود که درمانِ قسمت روانی آن است.


ادامه مطلب
[ 91/03/11 ] [ 15:32 ] [ زینب مرتضوی زاده ]

تنها خداست که میداند "بهترین" در زندگی چگونه معنا میشود،

آن بهترین را  در سال جدید برایتان آرزو میکنم.

[ 91/01/13 ] [ 17:15 ] [ زینب مرتضوی زاده ]


براي اينكه كودكان ياد بگيرند كه چگونه رفتار مناسب داشته باشند، زمان لازم است . با كمك و تشويق والدين و معلمين بيشتر كودكان بسرعت رفتارهاي مناسب را ياد مي‌گيرند. تمام كودكان برخي اوقات از بزرگسالان اطاعت نمي‌كنند. گاهي كودكان تغييرات خلقي بصورت طغيان خشم يا رفتار تخريب گرانه دارند. گر چه در بسياري موارد جاي نگراني وجود ندارد، طول مدت و شدت اين علائم مي‌توانند تعيين‌كننده نياز به مشاوره يا مراجعه به متخصص باشند.

اختلالات رفتاري در تمام سنين كودكي بروز مي‌كند. اغلب اوقات اين مشكلات در اوائل دوران زندگي شروع مي‌شود. نوپايان و كودكان خردسال گاهي ممكن است از انجام آنچه كه بزرگسالان از آنها مي‌خواهند انجام دهند، عليرغم چندين بار تكرار درخواست، خودداري كنند. كودگان گاهي بي‌ادب، فحاش و كج خلق مي‌شوند. ضرب و شتم ديگران نيز رايج است. گاهي نيز به شكستن اشيا يا از بين بردن لوازمي كه براي سايرين مهم هستند، مي‌پردازند.

برخي كودكان مشكلات رفتاري جدي دارند. علائمي كه قابل ملاحظه هستند عبارتنداز :

  • كودك به رفتار بدخود به مدت چندماه يا بيشتر ادامه مي‌دهد، مكرراً نافرماني مي‌كند، پرخاشگر و گستاخ است.
  • مشكلات رفتاري و اختلال سلوك
  • اگر رفتار كودك شديدتر از حد رفتار معمول و بطور جدي همراه با نقض قوانين خانواده و يا جامعه و در كل بيشتر از حد شرارت بچگانه يا سركشي نوجواني باشد اين نوع رفتارها مي‌تواند بر رشد كودك اثر بگذارد و با توانايي آنها براي گذران يك زندگي عادي تداخل ايجاد نمايد. زماني كه رفتار اينگونه باشد بيشتر ناشي از مشكلي است كه بنام اختلال سلوك ناميده مي‌شود.
کودکان داراي اختلال سلوك بيشتر درگير مبارزات همراه با خشونت فيزيكي مي‌شوند و ممكن است دزدي كنند يا بدون وجود هر گونه احساس پشيماني يا گناه دروغ بگويند. اينگونه كودكان معمولاً از پيروي از قوانين امتناع مي‌كنند و يا بتدريج اقدام به شكستن قوانين مي‌كنند. گاهي شبها را بيرون از منزل سپري مي‌كنند و در طول روز نيز از مدرسه فرار مي‌كنند. نوجوانان مبتلا به اختلال سلوك نيز بدليل سوء مصرف مواد و يا مقاربت جنسي ممكن است سلامتي و ايمني خود را در معرض خطر قرار دهند.

اين مسئله چه تأثيراتي مي‌تواند داشته باشد؟

اين نوع رفتارها فشار عظيمي برخانواده و فرد وارد مي‌كند. كودكاني كه به اين ترتيب رفتار مي‌كنند اغلب در دوست‌يابي مشكل دارند. عليرغم هوش طبيعي، عملكردشان در مدرسه اصلاً خوب نيست و اغلب در پايين ترين سطح كلاس هستند. ار نظر احساس دروني، افراد جوان ممكن است احساس بي‌ارزشي كنند و تصور نمايند كه نمي‌توانند هيچكاري را درست انجام دهند. اگر ندانند و يا نتوانند تغييري در وضعيت خود بدهند، سايرين را بخاطر مشكلاتشان سرزنش مي‌كنند.


ادامه مطلب
[ 90/11/13 ] [ 0:29 ] [ زینب مرتضوی زاده ]

همه ما در مراحل مختلف زندگی اضطراب را تجربه می کنیم و طبیعی است که هر فردی در مواجهه با موقعیت های تنش زا مضطرب شود. اما احساس اضطراب شدید و مزمن بدون وجود دلیل آشکار بیرونی عادی نیست و بیماری یا اختلال محسوب می شود. اضطراب با احساساتی همچون نداشتن اطمینان، درماندگی و نگرانی شدید همراه است و به طور کلی احساس بسیار ناخوشایند همراه با دلواپسی است که با واکنش های جسمانی مانند تنگی نفس،تپش قلب، تعریق یا سردرد بروز پیدا می کند. در بیشتر موارد فرد می تواند با در پیش گرفتن چند راهکار ساده این علایم را تحت کنترل درآورد اما در مواردی مراجعه به روان شناس ضروری است. امروزه در زندگی شهری با وجود مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قطعا همه ما گهگاه دچار اضطراب می شویم بنابراین خواندن ادامه مطلب را به خوانندگان توصیه می کنیم.


تفاوت اضطراب و ترس
آن چه عامه مردم از اضطراب می دانند، اضطراب فراگیر است که یکی از انواع اختلالات اضطرابی محسوب می شود. اختلالات اضطرابی دامنه گسترده ای از اختلالات روانی شامل انواع وسواس های فکری و عملی، اختلالات وحشت زدگی ، هراس ها یا ترس های مرضی و اختلالات اضطرابی ناشی از مصرف مواد مخدر یا الکل را تشکیل می دهد اما شایع ترین آن همان اضطراب فراگیر است که نگرانی مفرط و مداوم است. در واقع نگرانی بدون منشاء اضطراب نامیده می شود، مثلا مادری که به محض خارج شدن فرزندش از منزل دایم نگران اوست و دچار اضطراب می شود. نکته این جاست که هراس ها دسته ای از اختلالات اضطرابی است که با اضطراب فراگیر توسط عموم اشتباه گرفته می شود. این دسته از هراس ها که به «فوبیا »معروف است ، منشاء دارد یعنی فرد از یک جسم یا موقعیت یا فضای خاص می ترسد و یا ممکن است از ارتفاع، آسانسور یا خون دچار هراس شدید شود.

هم چنین ممکن است فردی دچار هراس های اجتماعی شود مثلا از حضور در جمع یا گفت وگو با دیگران هراس داشته باشد و مدت ها طول می کشد تا به بی دلیل بودن هراس خود پی ببرد. از این رو ترس ها در واقع زیرمجموعه اختلالات اضطرابی قرار می گیرد. اضطراب فراگیر شایع ترین نوع اضطراب محسوب می شود و ممکن است در درازمدت به اضطراب شدید، مزمن و بیمارگونه تبدیل شود. بیشتر علایم اضطراب فراگیر به صورت واکنش های جسمی بروز پیدا می کند. تپش قلب، تعریق فراوان، احساس بی قراری و بی تابی و خستگی مفرط در بیشتر موارد قابل مشاهده است اما گاه علایم دیگری هم بروز می کند. مثلا ممکن است فردی به پرخوری یا کم خوری روی آورد و اگر به اضطراب مزمن تبدیل شود ممکن است فرد را پرخواب یا کم خواب کند. در بسیاری از مواقع کیفیت خواب فرد تحت تاثیر قرار می گیرد و او ممکن است وحشت در خواب را تجربه کند.
● عوامل ایجاد اضطراب
با اشاره به این که اضطراب مانند دیگر اختلالات روانی منشاء درونی یا بیرونی دارد،  ژنتیک ازجمله عوامل درونی است که در ایجاد اضطراب نقش مهمی دارد. ویژگی های شخصیتی بعضی از افراد در ابتلا به اختلالات اضطرابی نقش دارد به عنوان مثال افراد کمال گرا بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به اضطراب قرار دارند زیرا همواره انتظارات و توقعات بالایی دارند و ممکن است نتوانند به آن ها برسند.

ازجمله عوامل محیطی موثر در ایجاد اضطراب نیز می توان به بعضی از مشاغلی که استرس زاست، اشاره کرد که تاثیر قابل توجهی در بروز اضطراب دارد.

نکته این جاست که این دسته از اختلالات مانند دیگر اختلالات روانی، مسری است و وقتی یکی از اعضای خانواده مضطرب باشد، آن را ناخودآگاه به دیگران منتقل می کند. اما نبود اضطراب باعث کاهش بار انگیزشی عملکرد و رفتارهای فرد می شود. کسانی که هیچ اضطرابی ندارند و در اصطلاح به آن ها «خونسرد» می گویند، افرادی هستند که درباره انجام امور و کارهای روزانه نگرانی ندارند و بیشتر کارهایشان را با خونسردی افراطی انجام می دهند و ممکن است همین امر مانع پیشرفت آن ها شود.

بنابراین اگر اضطراب به اختلال تبدیل نشود می تواند مفید باشد و به فرد کمک کند تا به پیشرفت و ترقی برسد. اضطراب طبیعی توسط خود فرد قابل تشخیص است اما مشاور می تواند با یک سری سوالات درباره کیفیت خواب، خوراک، فعالیت های روزانه و بررسی واکنش های جسمی سطح اضطراب فرد را تعیین کند. هم چنین پرسش هایی درباره تحریک پذیری، بی قراری، ناآرامی و ... به مشاور کمک می کند تا سطح اضطراب فرد تعیین شود. اضطراب به ۳ دسته خفیف، متوسط و شدید تقسیم می شود و بسته به نوع و شدت آن درمان ها آغاز می شود.




ادامه مطلب
[ 90/11/04 ] [ 20:45 ] [ زینب مرتضوی زاده ]

اختلال اتيستيک
ارتباط ، تعامل اجتماعي و بازي تخيلي بطور مشخص آسيب ديده است . علائق ، فعاليتها و رفتارهاي تکراري ديده مي شود . اختلال در سه سال اول زندگي شروع مي شود . اوتیسم اولین بار توسط دکتر لئوکانر گزارش شد . میل زیاد به جمع کردن و رویهم ریختن و یا به خط کردن قوطی ها و سایر اشیا حتی در سنین پایین ممکن است علایم اولیه مشخص کننده اوتیسم باشد . تئوریهای بسیاری درباره علت بوجود آمدن اوتیسم وجود دارد فاکتورهای پیشنهاد شده :شامل عوامل ژنتیک - تغییرات آناتومیک یعنی عملکردغیر عادی رگهای خونی می با شد . كه باعث می شود که جها ن را بصورت متفاوت با دیگران تجربه كند. براي فرد اوتیستيك مشكل است كه با دیگران بنشیند وصحبت کند و یا اظهار نظر کند . کسی که مبتلا به اين بيماري است معمولا در خودش است و بسیاری از آنها نمی توانند بدون کمک های ویژه با دیگران ارتباط داشته باشند . همچنان ممکن است واکنشي نامعلوم به آنچه که در اطراف آنها رخ می دهد داشته باشند . اصوات عادی ممکن است براي برخي از آنها مخل آسایش گردد به نحوي كه حتی گوشهایشان را نیزميگیرند . لمس شدن حتی بصورت ملایم نیز ممکن است باعث احساس ناخوشایند شود . کسی که اوتیسم دارد در اتصال کلمات یا معناي آنها هم ممكن است با مشکل روبه روگردد.

مشكل اساسي افراد اوتيستيك را در يك جمله مي توان خلاصه كرد : احساس کردن دنیا. هر روز مغز شما با با ز خورد عقاید - احساسات - اصوات و لبخندها که شما تجربه می کنید درگیراست . اگر مغز شما را در فهم اين يافته ها کمک نکند شما ممکن است مشکل عملکردی درصحبت کردن - رفتن به مدرسه و انجام سایر چیزها را داشته باشید . اوتیسم اکنون از هر 150 نفر یک نفر راتحت تاثیر قرار داده اما متاسفانه تاكنون علت اين بيماري و علت افزايش آن مشخص نگرديده است .

علائم او تيسم:
بايد اعلام نمود که علايم اوتيسم در افراد مختلف داراي شدت و ضعف گوناگو ني است .به اين معني که در برخي از بيماران برخي از علايم بيماري بارزتر از بقيه بيماران است :ولي به طور کلي علايم مربوط به اوتيسم را مي توان از جنبه هاي زير مو رد بر رسي قرار داد . مهارتهاي اجتماعي (Social skills) : اين بيماران معمولا نسبت به ديگران همانند افراد سالم واکنش نشان نمي دهند .اغلب آنها از تماس هاي چشمي(eye contact) با ديگران پرهيز مي کنند و اغلب مايلند که تنها باشند . آنها در درک احساسات ديگران مشکل دارند .و اغلب نمي توانند در باره احساسات خود صحبت نمايند . زماني که ديگران با آنها صحبت مي کنند توجه اي به آنها نشان نمي دهند .برخي از آنها علا قه اي به مردم نشان نمي دهند ولي برخي ديگر برعکس بسيار علا قه مند به مردم هستند اما نمي دانند چگونه با ديگران صحبت کرده و با آنها بازي نمي کنند وقادر به برقراري ارتباط با آنها نيستند .
اختلا لات زبان ، تکلم ، و برقراري ارتباط :
حدود 40 % کو دکان مبتلا به اوتيسم اصلا حرف نمي زنند .برخي ديگر مبتلا به عارضه اکو لا ليا (echolalia) (تکرار کردن حرفهايي که ديگران به آنها مي زنند) مي باشند .به طور مثال اگر شما به او بگو ييد " چرا نا هارت را نمي خوري " او هم به جاي آنکه جوابت را بدهد مي گويد " چرا ناهارت را نمي خوري " يا اينکه مکرراً تبليغات تلويزيون را بدون کم و کاست تکرار مي کنند. تن صداي ثابتي دارند و به نظر مي رسد که نمي توانند در مواقع شادي يا غمگيني تن صداي خود را بالا و پايين ببرند .اين کودکان ممکن است از لحاظ فاصله مکاني به افرادي که با آنها صحبت مي کنند خيلي نزديک شوند و يا ممکن است به يکي از مو ضوعات صحبت خود بچسبند و رهايش نکنند . برخي از آنها مي توانند به خوبي صحبت نمايند و لغات بسيار زيادي را مي دانند ولي حوصله گوش دادن به حر فهاي ديگران را ندارند .هم چنين ممکن است در باره افرادي که بسيار به آنها علا قه مند هستند خيلي زياد صحبت نمايند . - انجام حرکا ت تکراري، مقاومت در برابر تغييرات محيطي ويا مقاومت در برابر تغييرات روزانه کار ها ي معمولي ، و عدم پاسخ دهي به صورت غير طبیعی نسبت به تجارب حسي .آنها يک سري از کا رها را بارها و بارها تکرار ميکنند . اگر عادات روزانه آنها تغيير نمايد به شدت نا راحت مي شوند .به عنوان مثال اگر کودک هر روز ابتدا دستش را مي شسته و سپس لباسش را مي پوشد، در صورتي که از او خواسته شود که عکس اعمال فوق ر ا انجام دهد ، به شدت ناراحت خواهد شد . اوتيسم يک ناتواني رشدي در تمام عمر بوده و به طور تيپيک در اوايل دوران کو دکي ظاهر مي شود .افراد مبتلا به اوتيسم در اوايل دوران کودکي رفتاري را از خود نشان مي دهند که به طور مخربي با فرآيندهاي ياد گير ي آنها در مواردزير تدا خل مي نمايد . روند رشد کودکان مبتلا به او تيسم ممکن است درزمينه هاي حرکتي (motor) شناختي (cognitive)،هم به تاخير بيفتد . از طرف ديگر برخي ازآنها ممکن است بتوانند به راحتي مسايل کامپيو تري ويا يک جدول را حل کنند ولي در انجام کارهاي بسيار آسان مثل بر قراري دوستي با ديگران و صحبت با ديگران دچار مشکل شوند .


ادامه مطلب
[ 90/10/21 ] [ 19:11 ] [ زینب مرتضوی زاده ]
قبل از پرداختن به مسئله اختلال وسواس فكری – عملی ، یا به عبارت علمی ، اختلال وسواسی – جبری ، توصیف واژه اضطراب كه در میان عامه ی مردم به نوعی شناخته شده است ضروری است. ضروری از این نظر كه هر چند این واژه از دیرباز برای انسان آشنا بوده ولی مفهوم عمیق تر و علمی آن جهت توصیف بیماری مزبور مهم به نظر می رسد. این واژه نزد عموم به مفاهیمی چون نگرانی ، تشویش ، دلهره ، دستپاچگی و نظایر این اطلاق می شود. اما به واقع این مفهوم عبارت است از یك حالت انگیختگی هیجانی مفرط و غیر قابل كنترل در لحظه وقوع توسط فرد كه دارای یك یا چند علامت عمده ی جسمی – روانی است؛ نظیر ، پریدگی رنگ چهره یا سرخ شدن چهره ، احساس گرم شدگی یا سردی در اندام خصوصاً دستها ، تنگی نفس ، لرزش لبها یا دستها ، احساس پیچش در ناحیه شكم ، حالت تهوع و استفراغ ، پرش گوشه چشمها و یا پلكها ، تندی ضربان قلب ، بروز اختلال در ارائه تكلم و علائمی چند از این دست.

اما آنچه شرح آن بیان شد، علائمی چند است كه لزوماً تمامی آنها در حالت اضطراب پدید نمی آید، آنچه لازم است در بروز اضطراب مطرح گردد این است كه اضطراب ، خود در حالات عمیق تر ، طولانی مدت تر و گسترده تر تبدیل به شكلها و گونه های مختلفی می شود كه اصطلاحاً به آنها طبقه ی اختلال های اضطرابی گفته می شود. به عبارتی اختلال های مختلفی پدید می آیند كه ریشه همه ی آنها به طور مشترك بروز همان اضطراب است و یكی از عمده ترین اختلال های اضطرابی ، همان اختلال وسواس جدی است.

تشریح نوع اختلال

در یك عبارت ساده اختلال وسواسی- جبری عبارت از وجود حداقل یك فكر اضطرابی در شخص است كه نهایتاً منجر به بروز یك رفتار جبری در فرد می شود . فكر و رفتار در شخص ، غیر قابل كنترل بوده و شخص ناگزیر از تسلیم شدن در برابر آنهاست . نمونه ی شایع آن ، فكر آلوده بودن دستها در فرد است كه وی را وادار می سازد به كـّرات دستهای خود را بشوید. اما این اختلال می تواند شكل خفیف تری نیز داشته باشد و آن هم وجود فكر وسواسی است كه كمتر به عمل وسواسی تبدیل می شود.

در این حالتِ فكر وسواسی یك فكر ، یك عقیده ، یك احساس و یا یك اندیشه، مزاحم و تكرار شونده است. مثلاً شخصی مدام به این مسئله اشتغال ذهنی دارد كه ممكن است عملی انجام دهد كه منجر به مرگ فرزندش شود یا مدام فكر مرگ مادرش به ذهنش خطور كند. نمونه هایی از افكار وسواسی عبارت اند از ؛ فكر آسیب زدن به خود یا دیگران ، مرگ نزدیكان ، آلوده بودن ، مبتلا به یك بیماری لاعلاج بودن ، آتش سوزی ، مسموم شدن خود یا مسموم كردن دیگران.

متقابلاً اعمال وسواسی نیز در نوع عمیق تر اختلال ، به صورت عملی حاد ظهور پیدا می كند نظیر شستن دست ها ، استحمام مكرر، بررسی ابزار مختلف نظیر شیر گاز ، پنجره ها ، كمدها و گنجه ها ، قفل در و …
 



ادامه مطلب
[ 90/10/12 ] [ 14:45 ] [ زینب مرتضوی زاده ]

با توجه به اینکه یکی از بازدید کننده های محترم درخواست روش هایی برای مطالعه را را کردند در اینجا مطالبی را برای شما تدارک دیدم.

''از شما می خواهم که یک روش صحیح مطالعه را به من بیاموزید؛ زیرا با اینکه درس زیاد می خوانم، باز هم نمره های خوبی نمی گیرم و درسی را که می خوانم فردا آن را به خوبی به یاد نمی آورم و برای امتحان هم نباید کمتر از ۲ بار بخوانم؛ زیرا اگر یک بار بخوانم، فراموش می کنم. از شما خواهش می کنم که مرا در روش صحیح راهنمایی کنید تا بتوانم در درس هایم موفق باشم.یک مطالعه موفق، باید در حال آرامش و بدون اضطراب صورت بگیرد تا رضایت بخش و ثمربخش باشد. برای این که به این سؤال شما پاسخ کاملی داده باشیم، برخی از نکات مهم و کلی را درباره مکان، روش، کارآیی، تمرکز و سرعت مطالعه به ترتیب، بیان می کنیم تا با به کارگیری آنها، مشکل خود را برطرف کنید.''

مکان مطالعه


دکتر فیل ریس، در کتاب «۵۰۰ نکته درباره مطالعه» و دکتر عین الله خادمی در کتاب «مطالعه روشمند» چنین نوشته اند:

▪ برخی افراد ترجیح می دهند در سکوت مطالعه کنند و برخی در سروصدا. بعضی صندلی راحتی را می پسندند و بعضی دراز کشیدن یا نشستن رسمی را. اصلاً وسواس به خرج ندهید و در هر حالتی که راحت تر هستید، مطالعه خود را آغاز کنید.


▪ اگر مکان مطالعه شما کمی آشفته و به هم ریخته است، مرتب کردن آن را به نیم ساعت پس از مطالعه موکول کنید؛ زیرا در این صورت، در حین مرتب کردن اتاق، به مطالبی که مطالعه کرده اید، فکر خواهید کرد و زمان مفیدی را از دست نخواهید داد.


▪ گاهی اوقات از مکان های استثنایی و هیجان انگیز استفاده کنید تا مطلبی که مطالعه می کنید، همراه آن خاطره در ذهن شما ماندگار شود؛ مثلاً در یک شب بارانی با یک چتر و یک چراغ قوه زیر باران روید و مطلب را مطالعه کنید و یا در یک مکان تاریخی و قدیمی، به تفکر و مطالعه در مورد مطلب مورد علاقه خود بپردازید.


▪ اگر امکان داشته باشد، موضوع مورد مطالعه شما با مکانی که انتخاب می کنید، هماهنگی و سنخیت داشته باشد. این کار، به افزایش بهره وری شما کمک بسیار می کند. این هماهنگی، شامل ابزار و لوازم مورد نیاز نیز می شود.


▪ قبل از انتخاب محل مطالعه خود، چند خصوصیت مهم و ایده آل را برای مکان مطالعه، در ذهن خود فهرست کنید تا راحت تر بتوانید آن را بیابید.


▪ در مکان مطالعه شما، باید راهی برای خیره شدن به دور دست وجود داشته باشد؛ زیرا توقف در مطالعه و چشم دوختن به بی نهایت، در افزایش
کارآیی مطالعه بسیار سودمند است؛ حداقل گاهی به سقف اتاق خیره شوید.

▪ هیچ گاه مطالعه خود را به حضور در مکان خاصی مشروط نکنید؛ زیرا در این صورت بهانه ای می یابید تا در سایر مکان ها از مطالعه بگریزید. به یاد
داشته باشید که در حقیقت، «مکان مطالعه، جایی است که شما هستید».

▪ دقت کنید که میزان نور، دمای محیط، شکل صندلی و سایر شرایط، در مکان مطالعه شما به گونه ای نباشند که شما را خواب آلوده کنند.


▪ تهویه خوب و اکسیژن زیاد در مکان مطالعه، شرطی حیاتی است.




روش مطالعه

▪ به قول آدریل جانسون، خوب کتاب خواندن را نمی توان از خواص مادرزادی دانست. برای قرائت، بدون شک، پرورش خاصی لازم است.


▪ بهترین روش کتاب خوانی، روشی است که خواننده در این کار بتواند زیبایی های چیزی را که می خواند، دریابد و به هنگام لزوم، معایب آنها را بفهمد و این از راه پرورش و ممارست حاصل می گردد.


▪ در معانی کلماتی که برای نخستین بار می بینید، دقت کنید. بیهوده تصور نکنید که سیاق مطلب، آن معانی را برای ما کشف می کند. همان زمان، بهترین وقت برای رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.


▪ امیل فاگه، نویسنده فرانسوی، عقیده دارد که باید در خواندن کتاب استقامت
داشته باشیم. استقامت، لجاجت نیست؛ بلکه نوعی بردباری است که ذوق ما را می پرورد و درک ما را عمیق می کند.

▪ مون تنی، دانشمند شهیر فرانسوی، درباره انتخاب کتاب و روش کتاب خوانی نظریه ای بسیار بدیع و زیبا دارد. یکی از این عقاید، آن است که برای وصول به عمق معنای یک کتاب خوب، باید آن را دوبار بخوانیم و با آن ارتباط دائمی
داشته باشیم. یک اثر پربها، ما را مدت ها سعادتمند می سازد. ما نمی توانیم با یک بار خواندن، به این درجه از خوشبختی برسیم؛ هر چند در این یک بار، دقت فوق العاده به کار بریم.

▪ همچنین وی معتقد است که اگر بخواهیم از کتابی که خوانده ایم، نظر صحیحی پیدا کنیم، باید درباره آن گفت گو کنیم. کتاب های خوب، افق گفتگوهای پرثمر را به روی ما می گشایند و این، همان چیزی است که ما آن را مباحثه می نامیم.


▪ در کتاب «۵۰۰ نکته
  آمده است: یکی از روش های خوب مطالعه، استفاده از یادداشت برداری است. فقط توجه کنید که به جای یادداشت، رونویسی نکنید! طرح های گوناگون بریزید؛ نکات مهم یادداشت را برجسته تر بنویسید و اگر مطلبی را درک نمی کنید، به صورت سؤال یادداشت بردارید.

▪ در کتاب «روش های تسریع در خواندن و درک» پیشنهاد شده است که هنگام مطالعه،
ابتدا خلاصه مطلب را که اغلب در ابتدای مقاله یا کتاب آمده است، بخوانید؛ سپس عنوان ها و فهرست اجمالی کتاب را مطالعه کنید و بعد چند سطر از ابتدای هر عنوان را مطالعه کنید؛ زیرا مهم ترین مطالب، معمولاً در همین خطوط ابتدایی هستند و سرانجام سایر توضیحات و تفاسیر کتاب را بر اطلاعات خود بیفزایید.

▪ از همان زمان مطالعه، برای به کار بستن آن چه می آموزید، برنامه ریزی کنید. به قول تولد، «مطالعه و عمل نکردن، مانند شخم زدن و بذر نپاشیدن است».


▪ بیکن جمله زیبایی در این باره دارد؛ «برخی کتاب ها را باید چشید؛ بعضی دیگر را باید بلعید و قلیلی را هم باید جوید و هضم کرد.


ادامه مطلب
[ 90/10/09 ] [ 21:24 ] [ زینب مرتضوی زاده ]
با درود به تمامی دوستان

شروع دوباره خدمات روانشناس آنلاین با موفقیت انجام شد.

به امید روزهای بهتر ...

[ 90/10/08 ] [ 19:58 ] [ زینب مرتضوی زاده ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


این مشاوره به صورت آزمایشی در 4سال گذشته رایگان انجام شد.از این پس با خدمات جدید در خدمت شما خواهم بود.

شماره نظام: 7860
امکانات وب
بک لینک فا